واژههای فارسی←داستانواژهداستان/dastan/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: حکایت، سرگذشت، افسانه، قصه، حدیث، مثل، نقل، ادبیات«واژه «داستان» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاحکایتسرگذشتافسانهقصهحدیثمثلنقلادبیاتمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشدهواژههای مرتبطحدیثهممعنی با: اسم، داستان، روایت، قصه، واقعه، رویداد، ماجرا، گفته← جستوجوی واژه دیگر