واژههای فارسی←توانواژهتوان/tvan/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: استطاعت، استعداد، انرژی، تاب، تحمل، توانایی، رمق، زور«واژه «توان» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهااستطاعتاستعدادانرژیتابتحملتواناییرمقزورمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشدهواژههای مرتبطاستعدادهممعنی با: آمادگی، استطاعت، توان، ذوق، شایستگی، قابلیت، قریحه، نبوغتابهممعنی با: توان، توانایی، رمق، طاقت، قدرت، قوت، نا، وسع← جستوجوی واژه دیگر