واژههای فارسی←به پا خاستنواژهبه پا خاستن/bh-pa-khastn/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: ایستادن، برخاستن، بلند شدن«واژه «به پا خاستن» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاایستادنبرخاستنبلند شدنمتضادهانشستنشورش کردنشوریدنطغیان کردنعصیان ورزیدن & تسلیمبودنانقلاب کردنقیام کردننهضت کردن & تسلیم شدنهمخانوادههاثبت نشده← جستوجوی واژه دیگر