واژه

برطرف کردن

/brtrf-krdn/

معنی واژه

هم‌معنی با: مرتفع ساختن، رفع و رجوع کردن، حل کردن، فیصله دادن، حل کردن، از بین بردن، نابود کردن

«واژه «برطرف کردن» در زبان فارسی کاربرد دارد.»
ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.com
هم‌معنی‌ها
مرتفع ساختنرفع و رجوع کردنحل کردنفیصله دادنحل کردناز بین بردننابود کردن
متضادها
ثبت نشده
هم‌خانواده‌ها
ثبت نشده