واژههای فارسی←اشباعواژهاشباع/ashba/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: پری، سیری، سیر، سیراب، فراوانی، وفور«واژه «اشباع» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاپریسیریسیرسیرابفراوانیوفورمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشده← جستوجوی واژه دیگر