واژههای فارسی←استاندارواژهاستاندار/astandar/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: حاکم، حکمران، والی«واژه «استاندار» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاحاکمحکمرانوالیمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشده← جستوجوی واژه دیگر