واژههای فارسی←آرامصفتآرام/ārām/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژهبیهیاهو و آسوده؛ برخوردار از سکون و اطمینان.«دریا امروز آرام و آبی بود.»ریشه واژهفارسیهممعنیهاآسودهخاموشملایممتضادهاآشفتهبیقرارهمخانوادههاآرامشآرامیدن← جستوجوی واژه دیگر