فرهنگ آریان‌پور

دیر کردن

#۹۹٬۸۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

laten

دیر شدن، دیر کردن

۲

tarry

قیرى، قیراندود، درنگ، درنگ کردن، تاخیر کردن

۳

backing

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن back