فرهنگ آریان‌پور

دیر رفتن

#۹۹٬۸۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

linger

درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر رفتن، مردد بودن، دم آخر را گذراندن

۲

delay

تاخیر کردن، به تاخیر انداختن، تعلل، تاخیر، به تاخیر افتادن