دیر
#۹۹٬۸۵۹
late
دیر، دیر آینده، اخیر، تازه، گذشته، کند، تا دیر وقت، اخیراً، تا دیر گاه، زیاد، مرحوم
abbey
دیر، صومعه، خانقاه، کلیسا، نام کلیساى وست مینستر (Westminster)
latest
دیر، دیر آینده، اخیر، تازه، گذشته، کند، تا دیر وقت، اخیراً، تا دیر گاه، زیاد، مرحوم
priory
دیر یا خانقاه کوچکتر از صومعه tardily
long
دراز، طولانى، طویل، مدید، کشیده، دیر، گذشته از وقت اشتیاق داشتن، میل داشتن، آرزوى چیزى را داشتن، طولانى کردن، (در شعر) مناسب بودن
tardy
داراى تاخیر، دیر، دیر آینده، کند، کندرو، تنبل، سست
convent
صومعه، دیر، مجمع
belated
دیرشده، دیرتر از موقع، از موقع گذشته belatedly
cloister
راهرو سرپوشیده، اتاق یا سلول راهبان و تارکان دنیا، ایوان، دیر، صومعه، گوشه نشینى کردن، درصومعه گذاشتن
mninster
خانقاه راهبان، صومعه، دیر، عبادتگاه رئیس راهبان کلیسا
monastery
صومعه، خانقاه راهبان، دیر، رهبانگاه
slow
آهسته، کند، تدریجى، کودن، تنبل، یواش، آهسته کردن یاشدن
behindhand
مادون، کهنه، بى خبر از رسوم، دغل