فرهنگ آریان‌پور

دیده وری‌ کردن

#۹۹٬۸۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

scout

پیش آهنگ، پیشاهنگى کردن، دیده بانى کردن، عملیات اکتشافى کردن پوئیدن، دیده بان، مامور اکتشاف

۲

reconnoiter

(reconnoitre =) ـ شناسایى کردن، بازدید کردن، عملیات اکتشافى کردن