فرهنگ آریان‌پور

دیده وری

#۹۹٬۸۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

scouting

پیش آهنگ، پیشاهنگى کردن، دیده بانى کردن، عملیات اکتشافى کردن پوئیدن، دیده بان، مامور اکتشاف scout

۲

scrutiny

مداقه، بررسى دقیق، موشکافى، بررسى، رسیدگى، تحقیق

۳

reconnaissance

شناسایى، بازدید مقدماتى، اکتشاف