فرهنگ آریان‌پور

دیده بانی

#۹۹٬۸۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

espial

مراقبت، دیده بانى، جاسوسى

۲

monitoring

مبصر، دیده بانى کردن، آگاهى دهنده، انگیزنده، گوشیار، (در رادیو) به علائم رمزى مخابراتى گوش دادن monitor

۳

watch

پائیدن، دیدبان، پاسدارى، کشیک، مدت کشیک، ساعت جیبى و مچى، ساعت، مراقبت کردن، مواظب بودن، بر کسى نظارت کردن، پاسدارى کردن