فرهنگ آریانپور
دیده بان
#۹۹٬۸۳۸
scout
پیش آهنگ، پیشاهنگى کردن، دیده بانى کردن، عملیات اکتشافى کردن پوئیدن، دیده بان، مامور اکتشاف
feeler
احساس کننده، دیده بان، (مجازى) سخن استمزاجى
lookout
مراقب، دیده بان، دیدگاه، چشم انداز، دورنما، دید، مراقبت، عمل پائیدن، نظریه
sentinel
نگهبان، قراول، دیده بان، کشیک، نگهبانى کردن
watch
پائیدن، دیدبان، پاسدارى، کشیک، مدت کشیک، ساعت جیبى و مچى، ساعت، مراقبت کردن، مواظب بودن، بر کسى نظارت کردن، پاسدارى کردن
picket
دستک، میخ چوبى، میخچه، چوب نوک تیز، چوب پرچین، کشیک، اعتصاب کردن، اعتصاب و جلوگیرى از ورود سایرین به محل کار، نرده کشیدن، مراقبت کردن، بستن، افسار کردن (اسب)، جلوکسى راه رفتن یا ایستادن
watcher
کسى که پاسدارى و نظارت مى کند، مراقب
observer
مشاهده کننده، مراقب، پیرو رسوم خاص