فرهنگ آریانپور
دیدنی
#۹۹٬۸۲۹
seeable
دیدنى، قابل دید
visual
دیدارى، بصرى، دیدنى، وابسته به دید، دیدى
visitable
دیدار پذیر، دیدنى
spectacular
تماشایى، منظره دیدنى، نمایش غیر عادى
sight
بینایى، دید، نظر، منظره، رویت کردن، بینش، باصره، تماشا، آلت نشانه روى، جلوه، قیافه، جنبه، چشم، قدرت دید، دیدگاه، هدف، دیدن، دید زدن، نشان کردن، بازرسى کردن sight عامیانه
eyeful
مقدار زیاد، زیبا
visible
پیدا، پدیدار، مریى، نمایان، قابل رویت، دیده شدنى
visiting
دیدن کردن از، ملاقات کردن، زیارت کردن، عیادت کردن، سرکشى کردن، دید و بازدید کردن، ملاقات، عیادت، بازدید، دیدار
picturesque
شایان تصویر، زیبا، بدیع، خوش منظره