فرهنگ آریان‌پور

دیدن پس‌ از کاوش

#۹۹٬۸۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

spy

جاسوس، جاسوسى کردن

۲

espy

جاسوسى کردن، دیده بانى کردن، جاسوس بودن، بازرسى کردن، تشخیص دادن