فرهنگ آریان‌پور

دیدن‌ از دور

#۹۹٬۸۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

spy

جاسوس، جاسوسى کردن

۲

espy

جاسوسى کردن، دیده بانى کردن، جاسوس بودن، بازرسى کردن، تشخیص دادن