فرهنگ آریان‌پور

دیدگاه

#۹۹٬۷۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

sight

بینایى، دید، نظر، منظره، رویت کردن، بینش، باصره، تماشا، آلت نشانه روى، جلوه، قیافه، جنبه، چشم، قدرت دید، دیدگاه، هدف، دیدن، دید زدن، نشان کردن، بازرسى کردن

۲

beacon

چراغ دریایى، دیدگاه، برج دیده بانى، امواج رادیویى براى هدایت هواپیما، با چراغ یا نشان راهنمایى کردن

۳

lookout

مراقب، دیده بان، دیدگاه، چشم انداز، دورنما، دید، مراقبت، عمل پائیدن، نظریه

۴

peephole

روزنه، دیدگاه، درز

۵

viewpoint

لحاظ، نظر، نقطه نظر، دید، دیدگاه، نظریه، عقیده

۶

standpoint

نقطه ثابت، نقطه نظر، دیدگاه

۷

peep sight

(در تفنگ) درجه نشانه روى، دیدگاه

۸

point of view

نقطه نظر، دیدگاه، نظریه، دید

۹

eye

چشم، دیده، بینایى، دهانه، سوراخ سوزن، دکمه یا گره سیب زمینى، مرکز هر چیزى، کارآگاه، نگاه کردن، دیدن، پائیدن

۱۰

view

نما، منظره، نظریه، دیدن، نظر، عقیده، دید، چشم انداز، قضاوت، از نظر گذراندن

۱۱

slant

کجى، کج کردن، کج شدن، خط کج، سطح اریب، شیب، نگاه کج، نظر، کج، اریب، سراشیب، کج رفتن، شیب پیدا کردن، تحریف کردن

۱۲

aspect

نمود، سیما، منظر، صورت، ظاهر، وضع، جنبه

۱۳

outlook

چشم انداز، دور نما، منظره، چشم داشت، نظریه

۱۴

position

موقعیت، وضع، وضعیت، موضع، نهش، شغل، مقام یافتن، سمت، منصب، قرار دادن یا گرفتن، مرتبه، مقام، جایگاه

۱۵

prospect

معدن کاوى کردن، دور نما، چشم انداز، انتظار، پیش بینى، جنبه، منظره، امید انجام چیزى، اکتشاف کردن، مساحى