فرهنگ آریان‌پور

دیدبانی‌ کردن‌ از دور

#۹۹٬۷۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

espy

جاسوسى کردن، دیده بانى کردن، جاسوس بودن، بازرسى کردن، تشخیص دادن