فرهنگ آریان‌پور

دیدبان

#۹۹٬۷۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

watch

پائیدن، دیدبان، پاسدارى، کشیک، مدت کشیک، ساعت جیبى و مچى، ساعت، مراقبت کردن، مواظب بودن، بر کسى نظارت کردن، پاسدارى کردن

۲

signalman

متصدى علائم، دیدبان