فرهنگ آریان‌پور

دید زدن

#۹۹٬۷۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

sight

بینایى، دید، نظر، منظره، رویت کردن، بینش، باصره، تماشا، آلت نشانه روى، جلوه، قیافه، جنبه، چشم، قدرت دید، دیدگاه، هدف، دیدن، دید زدن، نشان کردن، بازرسى کردن

۲

appraisal

ارزیابى، تعیین قیمت، تقویم، ارزیابى کردن، تعیین قیمت کردن، دید زدن

۳

eye

چشم، دیده، بینایى، دهانه، سوراخ سوزن، دکمه یا گره سیب زمینى، مرکز هر چیزى، کارآگاه، نگاه کردن، دیدن، پائیدن