فرهنگ آریان‌پور

دید - میدان -

#۹۹٬۷۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

scope

حوزه، وسعت، نوسان نما، هدف، منظور، نقطه توجه، طرح نهایى، فحوا، مفاد، مطمح نظر، میدان دید، آزادى عمل، میدان، قلمرو

۲

purview

مواد اساسى، وسعت، حدود، میدان، رسایى، قلمرو اجراء، چشم رس، میدان دید، موضوع مورد بحث، حدود صلاحیت

۳

visibility

پیدا، پدیدارى، قابلیت دیدن، میدان دید، دید