فرهنگ آریان‌پور

دید - قوه -

#۹۹٬۷۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

seeing

(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگر