واژههای فارسی←دویدن جلو افتادن - در -فرهنگ آریانپوردویدن جلو افتادن - در -#۹۹٬۶۵۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱outrun(past: outran ; past participle: outrun) ـ پیش افتادن، در دویدن جلو افتادن، پیشى جستن برواژههای نزدیک در الفبادویدن با گام های کوتاه و تندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدویدن بسرعتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدویدن به بیس دیگر به طور غافلگیر کنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدویدن تندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدویدن توی حرفمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدویدن توی حرف دیگرانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر