فرهنگ آریان‌پور

دونیم کردن

#۹۹٬۶۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

halve

دونیم کردن، دو نصف کردن

۲

split

(past: split ; past participle: split) ـ ترک، انشعاب، دوبخشى، شکافتن، دونیم کردن، از هم جدا کردن، شکاف، نفاق، چاک

۳

bisect

دو بخش کردن، دو نیم کردن، دونیم، دونیم کردن، نیمساز کردن