فرهنگ آریان‌پور

دونده

#۹۹٬۶۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

running

دونده، مناسب براى مسابقه دو، جارى، مداوم

۲

runny

متمایل بدویدن، دونده

۳

runner

ریشه هوایى، دونده، گردنده، گشتى، افسر پلیس، فروشنده سیار، ولگرد، متصدى، ماشین چى، اداره کننده شغلى

۴

cursorial

مستعد دویدن، (جانور شناسى) دونده