فرهنگ آریان‌پور

دوندگی‌ کردن

#۹۹٬۶۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

exert

اعمال کردن، به کار بردن، اجرا کردن، نشان دادن

۲

hustle

هل دادن، فشار دادن، تکان دادن، به زور وادار کردن، پیش بردن، فریفتن، گول زدن، تکان، شتاب، عجله، فشار، زور