دون
#۹۹٬۵۶۸
ribald
دون، هرزه، بددهن، بدزبان، آدم هرزه، فاحشه
low
خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست
poor
فقیر، مسکین، بینوا، بى پول، مستمند، معدود، ناچیز، پست، نامرغوب، دون
lowly
(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low
small
کوچک، خرده، ریز، محقر، خفیف، پست، غیر مهم، جزیى، کم، دون، کوچک شدن یا کردن
shabby
پست، دون، نخ نما، کهنه، ژنده
sordid
پست، خسیس، چرک، کثیف، دون، شلخته، هرزه
servile
پست، دون، شایسته نوکران، چاپلوس
bathetic
عمقى، اعماقى، پست، دون
scullion
شاگر آشپز، پست، دون، پادو
wretch
بدبخت، بیچاره، بى وجدان، پست، خوار
common
مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن
little
اندک، کم، کوچک، خرد، قد کوتاه، کوتاه، مختصر، ناچیز، جزیى، خورده، حقیر، محقر، معدود، بچگانه، درخور بچگى، پست
menial
پست، نوکر مابانه، چاکر، نوکر، آدم پست
inferior
پست، نا مرغوب، پایین رتبه، فرعى، درجه دوم آدم