فرهنگ آریان‌پور

ابستن‌ کردن

#۹۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

impregnate

آبستن کردن، لقاح کردن، اشباع کردن

۲

fecundate

بارور کردن، آبستن کردن، گشنیدن

۳

inseminate

پاشیدن، کاشتن، افشاندن، تلقیح کردن، آبستن کردن، باردار کردن