فرهنگ آریان‌پور

دولا شدن

#۹۹٬۴۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

crouch

دولا شدن، قوز کردن (از ترس و سرما)

۲

double up

تا کردن، دولا کردن، در اتاق یا تخت خواب یک نفره شریک شدن، دولا شدن (در اثر خنده و غیره)

۳

lap

دامن لباس، لبه لباس، سجاف، محیط، محل نشو و نما، آغوش، سرکشیدن، حریصانه خوردن، لیس زدن، با صدا چیزى خوردن، شلپ شلپ کردن، تاه کردن، پیچیدن

۴

bend

(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن

۵

stoop

دولاشدن، خم شدن، سرفرود آوردن، خمیدگى، تمکین، خشوع کردن

۶

double

دو برابر، دوتا، جفت، دولا، دوسر، المثنى، همزاد دوبرابر کردن، مضاعف کردن، دولا کردن

۷

jackknife

چاقوى بزرگ جیبى، قلمتراش، با چاقو بریدن، بدنبال، تا شو، بازو بسته شونده، شیرجه رفتن