فرهنگ آریانپور
ابستن شدن
#۹۹۲
coneive
تصور کردن، پنداشتن، آبستن شدن، درک کردن، دیدن، ایجاد کردن
engender
تولید نسل کردن، آبستن شدن (زن)، ایجاد کردن، به وجود آمدن
gestate
در شکم داشتن، آبستن بودن، حمل کردن
conceive
تصور کردن، بار گرفتن، بستن شدن، حمل گفتن