فرهنگ آریانپور
دوست صمیمی
#۹۹٬۱۹۸
crony
دوست صمیمى، رفیق موافق، هم اتاق
cobber
دوست صمیمى، قرین، جفت
hail fellow
دوست صمیمى، صمیمى، نزدیک، خودمانى
cater cousin
(cousin german =) ـ دوست صمیمى
chum
هم اتاق، دوست، صمیمى، رفیق بودن، با هم زندگى کردن
matey
رفیق، صمیمانه، دوستانه
sister
خواهر، همشیره، پرستار، دختر تارک دنیا، خواهرى کردن sister خودمانی
sidekick
شخص تابع، آدم پیرو، شخص وابسته
intimate
مطلبى را رساندن، معنى دادن، گفتن، محرم ساختن، صمیمى، محرم، خودمانى