فرهنگ آریان‌پور

دوست

#۹۹٬۱۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

friend

دوست، رفیق، یار، دوست کردن، یارى نمودن

۲

boyfriend

دوست پسر، رفیق

۳

ally

پیوستن، متحد کردن، هم پیمان، دوست، معین

۴

bozo

(fellow =) ـ دوست، رفیق، یار

۵

chum

هم اتاق، دوست، صمیمى، رفیق بودن، با هم زندگى کردن

۶

leal

(اسکاتلند) وظیفه شناس، حقشناس، وفادار، صادق، بى عیب، دوست

۷

amicable

موافق، دوست، دوستانه

۸

brethren

برادر، هم قطار، همشهرى، دوست

۹

schoolmate

هم مدرسه، دوست، هم شاگردى، هم مدرسه اى، هم آموز amigo

۱۰

heart to heart

صمیمى، رفیق، دوست، به طور خودمانى و صمیمانه

۱۱

mate

لنگه، جفت، همسر، کمک، رفیق، همدم، شاگرد، شاه مات کردن، جفت گیرى یا عمل جنسى کردن واژه هاى شامل

۱۲

buddy

پرشکوفه، رفیق، یار پسر

۱۳

hearty

قلبى، صمیمانه، دلچسب، مقوى عامیانه‌