فرهنگ آریان‌پور

دوزی کردن - وصله -

#۹۹٬۱۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

patch

تکه، وصله، مشمع روى زخم، قطعه زمین، جالیز، مدت، زمان معین، وصله ناجور، وصله کردن، وصله دوزى کردن، تعمیر کردن، به هم جور کردن، سرهم کردن