فرهنگ آریان‌پور

دوزندگی کردن

#۹۹٬۱۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

sew

(past: sewed ; past participle: sewn, sewed) ـ دوختن، دوزندگى کردن، خیاطى کردن

۲

tailor

خیاط، دوزندگى کردن، درخور کردن، مناسب کردن