فرهنگ آریانپور
دوزندگی کردن
#۹۹٬۱۰۸
sew
(past: sewed ; past participle: sewn, sewed) ـ دوختن، دوزندگى کردن، خیاطى کردن
tailor
خیاط، دوزندگى کردن، درخور کردن، مناسب کردن
needle
سوزن، سوزن سرنگ و گرامافون و غیره، سوزن دوزى کردن، با سوزن تزریق کردن، طعنه زدن، اذیت کردن، عقربه