فرهنگ آریان‌پور

دوز و کلک

#۹۹٬۰۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

cabal

دوز و کلک، دسیسه و توطئه، روایت، راز، سر، دسیسه کردن

۲

underplot

داستان فرعى، یک سلسله حوادث تبعى و عرفى نمایش، توطئه، دسیسه محرمانه، دوز و کلک

۳

frame up

توطئه، دوز و کلک، دسیسه

۴

sham

قلابى، ساختگى، دروغى، ریاکارى، وانمود کردن، به خود بستن، تظاهر کردن

۵

deceit

فریب، حیله، خدعه

۶

humbug

فریب، حیله، گول، شوخى فریب آمیز، فریب دادن، بامبول زدن

۷

scheme

برنامه، طرح، نقشه، ترتیب، رویه، تدبیر، تمهید، نقشه طرح کردن، توطئه چیدن

۸

deception

نیرنگ، فریب، گول، حیله، فریب خوردگى، اغفال

۹

devilment

وسوسه ى شیطانى، شیطانى dirty tricks dishonesties gimmickry