فرهنگ آریان‌پور

دوری

#۹۹٬۰۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

paten

دورى، سینى، بشقاب نان عشاى ربانى

۲

dish

ظرف، بشقاب، دورى، سینى، خوراک، غذا، در بشقاب ریختن، مقعر کردن

۳

gulf

خلیج، گرداب، هر چیز بلعنده و فرو برنده، جدایى، فاصله، دورى، مفارقت

۴

grail

جام، دورى، جام شراب، هدف نهایى

۵

distance

فاصله، مسافت، دورى، بعد، دور کردن، دور نگاه داشتن، پشت سر گذاشتن distance remoteness

۶

cyclical

گردشى، چرخى، دورى

۷

periodic

دوره اى، دورى، نوبتى، نوبت دار، متناوب

۸

improbability

عدم احتمال، دورى، استبعاد، حادثه یا امر غیر محتمل

۹

inaccessibility

عدم دسترسى، دست نارسى، استبعاد، دورى

۱۰

way

راه، طریق، جاده، سبک (sabk)، طرز، طریقه

۱۱

dory

کرجى ته پهن ماهیگیرى dory پیاده‌ روی‌

۱۲

walk

راه رفتن، گام زدن، گردش کردن، پیاده رفتن، گردش پیاده، گردشگاه، پیاده رو، راه پیما، گردش کننده، راه رونده، راه رو

۱۳

tray

سینى، طبق، جعبه دو خانه

۱۴

space

فضا، وسعت، مساحت، جا، فاصله، مهلت، فرصت، مدت معین، زمان کوتاه، دوره، درفضا جا دادن، فاصله دادن، فاصله داشتن، فاصله گذاشتن