فرهنگ آریان‌پور

دوره گردی کردن

#۹۹٬۰۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

peddle

دوره گردى کردن، طوافى کردن

۲

hawk

باز، قوش، شاهین، با باز شکار کردن، دوره گردى کردن، طوافى کردن، جار زدن و جنس فروختن، فروختن

۳

hobo

کمارگر دوره گرد، دوره گردى کردن

۴

cadge

گره زدن، بستن، محکم کردن، باربرى کردن، اخاذى کردن، دوره گردى کردن، گدایى، دوره گردى