واژههای فارسی←دوره بستری شدنفرهنگ آریانپوردوره بستری شدن#۹۸٬۹۲۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱hospitalizationبسترى، در بیمارستان بسترى، دوره بسترى شدنواژههای نزدیک در الفبادوبهم زنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبیتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبین فیلم برداریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبینی و نامنظم بینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر