فرهنگ آریان‌پور

دورنما

#۹۸٬۹۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

vista

منظره مشهود از مسافت دور، چشم انداز، دورنما

۲

lookout

مراقب، دیده بان، دیدگاه، چشم انداز، دورنما، دید، مراقبت، عمل پائیدن، نظریه

۳

landscape

(باغدارى) خاکبردارى و خیابان بندى کردن، دورنما، منظره، چشم انداز، با منظره تزیین کردن

۴

view

نما، منظره، نظریه، دیدن، نظر، عقیده، دید، چشم انداز، قضاوت، از نظر گذراندن

۵

scene

منظره، چشم انداز، مجلس، پرده جزء صحنه نمایش، صحنه، جاى وقوع، مرحله

۶

scenery

چشم انداز، منظره، صحنه سازى

۷

backdrop

پرده ى پشت صحنه ى تئاتر

۸

panorama

مناظر مختلفى که پى در پى پشت شهرفرنگ یا دوربین از نظر بگذرد، چشم انداز

۹

prospect

معدن کاوى کردن، دور نما، چشم انداز، انتظار، پیش بینى، جنبه، منظره، امید انجام چیزى، اکتشاف کردن، مساحى

۱۰

background

زمینه، سابقه، نهانگاه background bird'seye view

۱۱

perspective

منظر، لحاظ، دید، بینایى، منظره، چشم انداز، مناظر و مرایا، جنبه فکرى، سعه نظر، روشن بینى، مال اندیشى، تجسم شیى، خطور فکر، دیدانداز