فرهنگ آریان‌پور

دورزنی

#۹۸٬۸۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

circumvolution

دورزنى، دورگردى، گردش، حرکت پیچاپیچ

۲

turn

نوبت، چرخش، گردش (به دور محور یامرکزى)، چرخ، گشت ماشین تراش، پیچ خوردگى، قرقره، استعداد، میل، تمایل، تغییر جهت، تاه زدن، برگرداندن، پیچاندن، گشتن، چرخیدن، گرداندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، تغییر دادن، دگرگون ساختن

۳

swirl

چرخش، چرخ خورى، حرکت چرخشى، گردیدن، گشتن، باعث چرخش شدن

۴

circulation

گردش، دوران، انتشار، جریان، دوران خون، رواج، پول رایج، تیراژ (روزنامه یامجله)، تیراژ circumnavgation