فرهنگ آریان‌پور

دورترین

#۹۸٬۸۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

endmost

دورترین، اقصى نقطه

۲

farthest

دورترین، اقصى نقطه، بعیدترین، دورترین نقطه

۳

furthest

دورترین، دورتر از همه، دردورترین نقطه

۴

farthermost

دورترین، اقصى نقطه، بعیدترین، ابعد

۵

furthermost

دورترین، اقصى نقطه

۶

utmost

بیشترین، منت هاى کوشش، حداکثر، دورترین

۷

hindmost

عقب ترین، پسین، دورترین

۸

extreme

بشدت، بافراط

۹

outmost

اقصى نقطه، دور

۱۰

ultimate

سرانجام، بالاخره، عاقبت امر، دست آخر، آجلا

۱۱

extremity

نهایت، حدنهایى، انتها، سر، ته، مضیقه، شدت