فرهنگ آریانپور
ابستن
#۹۸۸
enceinte
آبستن، حامله، محوطه قلعه، (علوم نظامى) حصار
pergnant
آبستن، باردار، حاصلخیز، متضمن، حامله
pregnant
آبستن، باردار، حامله، آماده اختراز، پر معنى، در بر دارنده، باد کننده
expectant
آبستن، در انتظار
impregnant
آبستن، اشباع شده، آبستن کننده
big
بزرگ، با عظمت، سترک، ستبر، آدم برجسته، آبستن، داراى شکم برآمده
heavy
سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار
gravid
(pregnant =) ـ آبستن، بار دار
gravida
زن آبستن، حامله، آبستن
anticipant
منتظر، امیدوار، آبستن، باردار، پیش بینى کننده
great
زیاد، بسیار، خیلى، با شرافت، از روى بزرگى، از روى بزرگ منشى