فرهنگ آریان‌پور

دوربین

#۹۸٬۷۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

Hyperopic

دوربین

۲

Hypermetropic

دوربین

۳

glasses

شیشه، آبگینه، لیوان، گیلاس، جام، استکان، آئینه، شیشه دوربین، شیشه ذره بین، عدسى، شیشه آلات، آلت شیشه اى، عینک، شیشه گرفتن، عینک دار کردن، شیشه اى کردن، صیقلى کردن glass

۴

spyglass

تلسکوب کوچک، دوربین کوچک

۵

far

بسیار، بمراتب، زیاد، خیلى، دور دست، بعید، بعلاوه