فرهنگ آریانپور
دورانی
#۹۸٬۷۸۱
revolving
راجعه، رجعى، گردنده، دورانى، چرخنده
rotational
(rotation =) ـ چرخش، دوران، گردش به دور، چرخشى، دورانى
vertiginous
دچار سرگیجه، سرگیجه اى، دوران کننده، دورانى
turbo
پیشوندى است به معنى " توربینى " و " وابسته به توربین "
circular
دایره اى، مدور، بخشنامه، مستدیر، دایره وار
periodic
دوره اى، دورى، نوبتى، نوبت دار، متناوب
rotatory
چرخشى، دوار، گردشى
somewhere
(somewheres =) ـ یک جایى، در یک محلى، درمکانى