واژههای فارسی←دوران خونفرهنگ آریانپوردوران خون#۹۸٬۷۰۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱circulationگردش، دوران، انتشار، جریان، دوران خون، رواج، پول رایج، تیراژ (روزنامه یامجله)، تیراژواژههای نزدیک در الفبادوبهم زنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبیتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبین فیلم برداریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبینی و نامنظم بینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر