واژههای فارسی←دوران پزشکی مقیمفرهنگ آریانپوردوران پزشکی مقیم#۹۸٬۶۹۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱residencyمحل اقامت، اقامتگاه، (پزشکى) اقامت پزشک در بیمارستان براى کسب تخصصواژههای نزدیک در الفبادوبهم زنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبیتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبین فیلم برداریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدوبینی و نامنظم بینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر