فرهنگ آریان‌پور

دور گشتن

#۹۸٬۶۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

whirl

چرخانیدن، چرخش، چرخیدن، گردش سریع، حرکت گردابى

۲

gyrate

دایره اى، حلقه اى، چرخ زدن، دوران داشتن

۳

circulate

بخشنامه کردن، به دور محور گشتن، منتشر شدن، گردش کردن، به گردش در آوردن