فرهنگ آریان‌پور

دور گرفتن

#۹۸٬۶۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

enlace

دور گرفتن، حلقه زدن دورچیزى، گرفتار کردن

۲

encircle

دور گرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن، دورچیزى گشتن، در بر داشتن

۳

encompass

دور گرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن، دارا بودن، شامل بودن، دربرگرفتن، محاصره کردن

۴

embed

جاسازى کردن، نشاندن، فرو کردن، خواباندن، محاط کردن، دور گرفتن، جادادن، در درون کار کردن

۵

girth

تنگ اسب، محیط، قطر شکم، ابعاد، تنگ بستن، بست، بست آهنى و چرمى، با تنگ بستن، دور گرفتن

۶

insphere

(ensphere =) ـ فرا گرفتن، دور گرفتن، احاطه کردن

۷

circle

دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن